یاران شهر، یار

وبلاگی در خصوص شهدا

یاران شهر، یار

وبلاگی در خصوص شهدا

مشخصات بلاگ

با سلام و عرض ادب
در این وبلاگ قصد دارم در خصوص شهدا مطلب بنویسم. همچنین کارهایی که در این خصوص انجام میدم را در این وبلاگ قرار میدم.
خوشحال میشم با نظرات و ایده های خود راهنمایی کنید.
یا علی

آخرین نظرات
  • ۱۲ مهر ۹۵، ۱۳:۲۶ - د‌ل‌باخته ..
    آه...
شهید محمد ملک جعفریان فرزند حسینعلی در سال 1347 در روستای دروار از توابع شهرستان دامغان دیده به جهان گشود .
پدرش دامدار بود و از این راه امرار معاش میکرد. بعد از اینکه دوره کودکی  سپری    وی در همان روستا پا به عرصه  ی تحصیل نهاد . او از همان ابتدا علاقه زیادی به در س داشت  و مقاطع تحصیلی را با موفقیت سپری نمود.او در خانواده رشد کرده بود که مسائل شرعی و مذهبی از درجه اهمیت بالایی برخوردار بود بنابراین از همان ابتدا علاقه مند به مباحث فقهی بود .
او بعد از گذراندن دوره ی راهنمایی به شهر دامغان عزیمت کرد و در مدرسه علمیه  ی حاج فتحعلی بیگ به تحصیل علوم فقهی و قرآنی مشغول شد .
با اوج گیری حملات وحشیانه ی رژیم مزدور عراق به خاک کشورمان و شریط بسیار سختی که برای مردم شریف ایران بوجود آمد غیور مردان این سرزمین از گوشه کنار به سوی جبهه های نبرد حق علیه باطل میشتافتند . شهید ملک جعفریان هم یکی از همین غیور مردان بود که از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان پا در جبهه های جهاد  قرار داد .
او سرنجام در تاریخ 22/10/1365 در منطقه ی عملیاتی کربلای پنج بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید
پیکر پاک شهید پس از تشیع در زادگاهش آرام گرفت.

  • seyed javad hoseini
خدایا! در این روز جمعه توفیق بندگی به من حقیر عنایت فرما. خدایا! تنها امیدم تویی و غیر از تو کسی را ندارم. سخن این بنده حقیر با همسرم این است:« از تو می‌خواهم همانند فاطمه زهرا باشی و از او درس بیاموزی و فرزندانم را هدایت نمایی و بگذاری پسران درس حوزه بخوانند که ان‌شاءالله راهم را ادامه دهند!». سخن من به فرزندانم این است:« شما باید الگو باشید و جامعه از شما درس بگیرد. دست از حمایت پیر جماران برندارید! ». سخنم به خواهرم این است:« باید همانند حضرت زینب صبور باشی و از او درس بیاموزی. نکند از این که شهید شدم ناراحت شوی، همانطور که زینب در روز عاشورا برادر و فرزندش را در راه خدا داد. ».
  • seyed javad hoseini
  • seyed javad hoseini

شهید ملک جعفریان در سال 1347 در روستاى دروار دامغان بدنیا آمد. وى به همراه خواهر خویش تنها فرزند خانواده بود و در دوران کودکى نیز پدر خود را از دست داد. و مادر بزرگوارشان در کمال سختى ایشان را بزرگ کرد و در نوجوانى نیز مادر خود را از داست داد. و پس از اتمام دوران راهنمایى وارد حوزه علمیه دامغان شد. و در کنار درس و اتمام مقدمات، 3 بار عازم جبهه گردید. شور و فعالیت ایشان در کنار سادگى و مظلومیتشان در جبهه مشهور بود. و در تاریخ 1365 در منطقه عملیاتى شلمچه در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت رسید.

  • seyed javad hoseini

قلم در ترسیم چکامة حضورتان شکست و واژه‌ها آشفته از توصیفتان، سایه‌سار غم شدند. انتظار چو بغضی در گلویتان گیر کرده بود. آن‌گاه که شیشة دلتان شکست، هجوم اشک آیینة چشمتان را شستشو ‌داد و بر ضریح مردمک چشمهایتان، انتظار گره خورده بود. اوراق جنون با رقص خود، پایان فصل زندگی عاشقانه‌تان بود، تار و پودتان شرح عشقی است که در سینة خورشید نمی‌گنجد.

در باران آفرینش خداوندی، کودکی در سال 1347 به خانوادة مطلبی‌نژاد عنایت گردید که به یمن آمدنش، خورشید دامن دامن نور به زمین می‌ریخت، نام او را به بهانة زیبا فرزند فاطمه(س) «مجتبی» نهادند.

بعد از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی به حوزة علمیة دامغان رفت و از محضر اساتید بزرگواری چون آقایان نعیم‌آبادی و ترابی کسب فیض نمود.

 

 شور و نشاط علمی موجب شد در سال 1366 دل در گرو نیلوفر کویر دهد و عازم دیار ملکوتی فاطمة معصومه(س) شود و در زیر سایة بانوی کرامت به درس و بحث ادامه دهد و در مدرسة علمیة رسالت روزگار خویش را به ذکر یار بگذراند.
در این دوران طلائی و پرافتخار دفاع مقدس چند بار به جبهه اعزام شد و با این که برادرش به فیض شهادت رسیده بود، برای ششمین بار به جبهه رفت و در قسمت اطلاعات و عملیات لشگر ادای تکلیف می‌کرد و خوشحال از این که چون قاصدک در تب و تاب رفتن است، خودش می‌دانست که در این عید به آرزویش می‌رسد، او در آستانة وصال می‌خندید و دوستان را سرمست از عشق الهی‌اش می‌کرد.
بر تن خاکی دل نبسته بود که بخواهد برای ماندن تلاش کند و چون شهادت را تولدی دوباره می‌دانست، برای رسیدن به آن، روز شماری می‌کرد.
شهید مطلبی‌نژاد هر سال به زیارت آستان مقدس رضوی می‌رفت و جان تشنه‌اش را از کوثر ولایت سیراب می‌کرد. او چهارده ماه معتکف کوی شقایق‌های ‌آسمانی بود. تا اینکه تجلی معشوق، در مشهد عاشقان بر سینای دلش تابید، بلندی‌های ماروت بر بلندای قامتش سجده کرد و در تاریخ 1366/12/30 آسمان بر عظمتش مرثیة اشک سرود و تا بیکران حضرت دوست پرواز کرد. مزارش در روستای «فرات» دامغان پذیرای حضور بی‌ریای دل‌های شکسته‌ای است که دلشان برای شهدا تنگ شده است.
«روح بلندش در اوج آسمان پاکی‌ها میهمان عرشیان الهی باد.»
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • seyed javad hoseini

طلبه شهید یوسف رائیجی‌ در سال 1349 در بندرگز دیده به جهان گشود و چند سال بعد خانواده ایشان ساکن دامغان شدند. پس از گذراندن تحصیلات متوسطه در حوزه علمیه دامغان مشغول دروس حوزوی گردید و دروس مقدمات حوزه را مشغول بود که بارها به جبهه عازم شد و در تاریخ 1367/5/4 در منطقه اسلام آباد به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

فضائل اخلاقی:
ایشان به نماز خصوصاً نماز جماعت و نماز با حضور قلب بسیار اهمیت می‌داد و معروف بود که در نمازهایش بسیار گریه می‌کرد. به قول پدرشان یکبار پس از اتمام نماز دیدم سجاده‌اش خیس شده و آنوقت فهمیدم که به چه درجه‌ای از ایمان رسیده است. عشق به عبادت را با شوخ طبعی و خوشحال نمودن دوستان خصوصاً خانواده جمع کرده بود. همواره به کمک دیگران خصوصاً طلاب و خانواده‌اش می‌پرداخت شوخ طبعی ایشان همراه با وقار و ادب بود و به قول دوستان طلبه، وجود ایشان در بین ما نعمتی و دیگران را خیلی به هم نزدیک کرده بود.
 عشق به اهل بیت خصوصاً ابا عبداللَّه الحسین(ع) و خواندن مدام زیارت عاشورا و شرکت در مراسم سینه‌زنی شهیدان همراه با انس قرآن خصوصاً خواندن سوره واقعه را سر مشق خود کرده و تجسم عملی حدیث ثقلین را یادآوری می‌نمود.
نظم و دقت در امور همراه با وفای به عهد و نظافت شخصی وی همیشه مورد تحسین دوستان بود.
عشق به حضرت امام را با درایت آمیخته و در مسائل سیاسی فهم خوبی داشت و در جریان انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر با آن سنین کم با وی مخالفت می‌کرد و به آشنایان سفارش می‌نمود که به او رای ندهند.
با این وجود چندین بار به جبهه رفته و شیمیایی هم شده بود ولی در درس خواندن تلاش و جدیت خاصی داشت و برای امور طلبگی و به بیت المال توجه فراوانی داشت و حتی می‌گفت راضی نیست در مراسم شهادتش از بیت المال استفاده شود و یا ایامی که به جبهه می‌رفت وسایل حجره را جمع می‌کرد و حجره را در اختیار دیگران می‌گذاشت.
  • seyed javad hoseini